تبليغاتX
پرواز شاعرانه

پرواز شاعرانه

امواج گیسوانم

سرعتشان به ترا بایت می رسد

باز هم نمی آیی؟

برای نشستن بر زانوانت

پل زدم

اشتباه کردم شاید

پرواز نیمه تمامم

تمنای بوسیدن تو است

خدایا!

یک خواب میخواهم

همین مرا بس

پ.ن: این نوشته تقدیم به آنکه نماند تا طعم بوسه و محبتش را بچشم..باز هم به این ۲۲ سال فکر میکنم..به این که وقتی کودک بودم..نوجوان..و جوان به این نبودن کمتر فکر میکردم و حالا که تعداد موهای سپید بهم می فهمونه که بزرگ شدم خیلی حس میشه جای خالیت..خوشحالم که میتونم حداقل بنویسم احساسمو..بگم که دوست داشتن انقدر وسیعه که واسه همه به اندازه ی خودشون جا هست..


برچسب‌ها: شعرهایم
نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:49 توسط پروانه|

صدای افق شنیده میشود

از انحنای انتهاییِ

عطسه ِ تو!


برچسب‌ها: شعرهایم
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 23:54 توسط پروانه|

تو را

به نبوغ کفش های پا نخورده ی

دخترکی پا برهنه

شبیه خواهم کرد

آن هنگام

که لبخند

میمیرد

و عشق

جان می بازد

پ.ن: خسته ام..تنهام..دیگه اون آدم پر انرژی قبل نیستم..شبا یا تا دیر وقت مشغول فیلم دیدن و کتاب خوندنم یا یه شب زودی می خوابم..تو محیط کار پامو می ذارم روی پدال گاز و بغض های نشکسته رو میشمرم..حرف های نزده رو..کارهای نکرده رو..دلم یه تحول میخواد...مطمئنم که دوستام از اس ام اس های زیادم بدشون میاد..از این همه بودنم..دلم سفری میخواهد برای فریاد این لحظه ها..برای گم و گور شدن..

یکی مدام موزیک " خدا حافظ تو" امین رستمی رو برام میخونه..پر از یاد تو ام..پره خاطره..چشام هر شب از ..نبودت پره..

 بعدا نوشت: وقتی دست خطم رو میون اون همه خط قشنگ دیدم کم آوردم..حتی اندازه ی سر سوزن زیبایی توش نبود..هیییییییییییییییییییییییییییییی.......مثل خودم ساده و رو راسته..


برچسب‌ها: شعرهایم
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 23:1 توسط پروانه| |

دستان کوچکم

در دستان تو است

اما نمیدانی

چه لذت عمیقی را از من ربوده ای

لذت دیدار آفتاب

در صبحی بهاری

و تو آزادی

به تماشای نگاه های پرسشگرت می اندیشم

نه طبیعتی که محصورت کرد...

پ.ن: من این قصه را از زبان دستهایی که زیر دستان پسر مدفون شدن بیان کردم..

 

همین عنوان را در کوچه های بغلی بخوانید…

چه صبری دارد خدا ( سجاد رامشت ) / وقتی دلم تنگ می شود (شاه نعمت الهی ) / بوی باران عطر خاک (باران سادات) / پرسه خیال (رضوان پری) / میثاق ( زینب حیدری) / انتهای بیراهه (ف@طمه) /حرف های نزدیک ( مرمری) / ترخون (مهدی زرین قلم) / پنجره ( محمد رضا) / طنز تلخ، قهوه اسپرسو (ما، ریحانه) / مینی تاک (هانیه) / ذهن مرا دنبال کنید (محمد الف) / سین عین طا / جشن بارون(نسرین) / روزهای من (یک بنده ی خدا) / رضــا دل(محمد) / پسر خاک (ساجد) / نامه ها (امید حق گویان) / ما که رفتیم(محمد) / ملکه نیمه شرقی / .:ساعت25 / به همین زودی (مهشید) / دری وری های یک کیبورد به دست / صور اسرافیل(زهرا) / خانوم مهندس می نویسد / به قلم آنها که به بهشت نمی روند ( سحر ) / مکتوب(علی) /امروزه / خدا - عشق - امید ( زهرا ) / دلواپسی هایم زیر باران ( یوسف ) / مرد کاغذی (ابراهیم ) / زمزمه ی قاصدک های بی خبر(زری) / امید قلب ما روزی مثال نور می آید(مرصاد) /با طعم توت فرنگی(توت فرنگی)/Always in All Ways /وبکده (فاطمه)/میدونم یکی هست که همیشه حواسش به منه (the scorpio)/فتوسنتز کرفس / رهگذر (ستاره) /دادارآباد (حیدری هائی)/پرسه در باران/حرف هایی از جنس نـیـــروانـا(نـیـــروانـا) /این نیز نگاهی ست به افتادن یک سیب...(مداد سفید)/رندان( مانے) /متولد ماه تیر /دنیای کاسـپر / paradise110 / نزدیکم(سین میم آ) / خاکسترکهایم ( زهرا) / shadow / ژی / ملچ مولوچ های وروجک و خاله ریزه / زانوی عروج / پرواز شاعرانه (پروانه) / خطوط دلتنگی (هادی خوشحال) / perspective )الهه) / به سادگی سکوت (ستاره)


برچسب‌ها: شعرهایم, کوچه پس کوچه های کاغذی
نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 22:17 توسط پروانه| |

برای تعریف از ماه( تو)

همیشه وقت است ـ

ماهِ من...

***

هوای دلت

در جهتی است

که آینده ام

قرون وسطی می شود!

***

سقوط کرده ام

در دره ای

که حتی تو هم

نامش را نمی دانی!

***

صدای قدم های باران تند تر می شود

وقتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

تــــــــــــــــــــــــــــــــو پیدا می شوی

می روی

آن هنگام که گمــــــــــــــــــــــــــــــت کردم

و یا حتی

وقتی تـــــــــــــــــــــــــو می آیی

******

هر گریه

آغوشی می طلبد

آسمان را

چه کسی در آغوش می کشد؟؟؟؟؟؟؟

 

پ.ن: نوشته هایم همه تقدیم به مخاطب خاصی است که هیچ وقت نبوده و نیست..مخاطب خاصی که درون مرا بهتر از خودم میشناسد..موزیک وبم آهنگ پیشوازم هم هست..مسئول آموزشگاه که کلی از این موزیک تعریف کرد..


برچسب‌ها: شعرهایم
نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 13:7 توسط پروانه| |

قرار به ننوشتن بود تا خودمو پیدا کنم..هدفمو بشناسم..از خودی که من نبودم جدا بشم..حالا این اتفاق افتاده..ساحل نشین جونم رفیق نیمه راه نبوده و نیستم هرگز..رهگذر عزیزم ممنونم به خاطر بودنت..

پیچک عزیز در وبش یه بازی راه انداخته که خیلی جالبه..من دوستش دارم چون حس خوبی داشت..

اگر ماهی از سال بودم:اردیبهشت..گرچه من عاشق چهار فصل مخصوصا پاییز و زمستون هستم..اما اردیبهشت بوی بهشت داره..کاش برم شیراز و بوی بهار نارنج عشق را استشمام کنم

اگر یک روز از هفته بودم: ۵ شنبه..همیشه روزای خوشم بیشتر ۵ شنبه بوده..چون سعی کردم بیشتر وقتا اون روز مال من باشه..پیاده روی کنم..

اگر یک عدد بودم:۲۳..و ۱۳..

اگر جهت بودم: من در صفر مطلق مرزی ایستاده ام ..هر جا بخواهی بروی مرا خواهی دید.

اگر همراه بودم: نمیدانم چه چیزی را هرگز دور نمی اندازی..اگر همراه بودم همان جدا ناپذیرت میشدم

اگر نوشیدنی بودم: چای..تا همیشه در دسترست باشم..

اگر گناه بودم: آغوشی آرام و ساکت..برای گریه های تو و من..

اگر درخت بودم: نارون..پر از مقاومت

اگر میوه بودم: سیب و انار به یک اندازه حس خوب بهم میدن اما سیب..مخصوصا سیب سرخ و سبز رو دوست دارم..

اگر گل بودم: گل یخ..با عمری کوتاه اما دلفریب..گرچه دیوانه وار رز و لاله رو دوست دارم.

اگر آب و هوا بودم: ابری و بارونی و برفی(هوایی طغیانگر..اما آرامشبخش و پر از شاعرانگی)

اگر رنگ بودم:بنفش..گرچه دلم رنگ های رنگین کمان رو میخواد.

اگر پرنده بودم: مرغ عشق

اگر صدا بودم:صدای نفس های تو وقتی غرق در خوابی..

اگر فعل بودم: بودن..هستم..و دارم..این ۳ فعل معجزه میکنن..مثلا وقتی می آیی می گویی: دوستت دارم و من نا خود آگاه از خود آگاه می پرسم با من هستی؟ فریاد می زنی و هیجان زده با صدایی شاد می گویی: با تو بودم..با من بمون..با من هستی؟ و من آهسته میگویم: هستم..دارم..

اگر زمان بودم:اکنون..با تمام لحظه هایش..خوب یا بد..زشت یا زیبا..

اگر خیابان بودم: من کوچه باغ بن بستی ام که پاییز قرارگاه عاشقان است..کوچکم اما عاشق..از طولانی و خسته کننده بودن بیزارم..

اگر یک فیلم بودم: یک ذهن زیبا..دزیره..و یا : هوم کو توم سه پیارهه..شاید هم موجسه دوستی..از بچگی فیلم هندی بودم..چون همیشه در ذهنم قصه ی پرنسس ها و عشق بود..بزرگتر که شدم فهمیدم وقتمو واسه حس هایی که لمسشون برای هر کسی مشکله هدر دادم..

اگر یک پزشک بودم: پزشک اطفال میشدم..گرچه سخته و ممکن بود اگر پزشک بودم هر روزم با گریه تموم بشه اما سعی میکردم روح امید و مهربانی رو برای بچه ها به ارمغان بیارم..

اگر پنجره بودم: پنجره ی اتاق تو..این اتاق میتونه هر جایی باشه..تمام پنجره هایی که بوی تو رو دارن و چهره ی تو رو منعکس میکنن..

اگر ساز بودم: قطعا پیانویی کهنه اما کوک..

اگر کتاب بودم:هرگز رهایم مکن..(کازئو ایشی گورو)..ربکا(دافنه دو موریه)..جاودانگی(میلان کوندرا)

اگر شعر بودم:عشق دردانه است و من غواص و دریا میکده..سر فرو بردم در آنجا تا کجا سر بر کنم..

کلن عاشق اینم که در غزل های حافظ باشم..

اگر طبیعت بودم: کوه..

اگر حس بودم: آرامش و مهربانی..مهربان که باشی آرامی..آرام که باشی دوست داشتنی هستی..دوست داشتنی که باشی خواستنی میشوی..خواستنی که باشی همه چیز داری..

 

پ.ن: بعد از ۱۰ روز نوشتم..چون باور کردم به نوشتن در نت اعتیاد ندارم..چون به هیچ عنوان به وب بیمار گونه نگاه نمیکنم..بعد از ۱۰ روز که خودمو پیدا کردم..چقدر خوشحالم که نقاط ضعف وجودیم به قدری ناچیز شده که کیف میکنم از بودن  خودم..و ممنون از خدایی که انسان ها را انعطاف پذیر آفرید و قابل بازسازی..دوباره فعالیت وبم شروع میشه اما فقط به عنوان یک شاعر..وو تنها اشعاری رو در وب خواهم گذاشت که خودم ۱۰۰٪ دوستشون دارم..و دیگه هجو نویسی نمیکنم..

 


برچسب‌ها: حس نوشت
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 21:36 توسط پروانه| |

کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد..محققست که او حاصل بصر دارد

چو  خامه در ره فرمان او سر طاعت..نهاده ایم مگر او بتیغ بردارد

کسی به وصل تو چون شمع یافت پروانه..که زیر تیغ تو هر دم سری دگر دارد

بپای بوس تو دست کسی رسید که او..چو آستانه بدین در همیشه سر دارد

ز زهد خشک ملولم کجاست باده ی ناب..که بوی باده مدامم دماغ تر دارد

ز باده هیچت نیست اگر نیست این نه بس که ترا...دمی ز وسوسه ی عقل بی خبر دارد

کسی که از ره تقوی قدم برون ننهاد..بعزم میکده اکنون ره سفر دارد

دل شکسته ی حافظ به خاک خواهد برد..چو لاله داغ هوایی که بر جگر دارد..

پ.ن: اینو حافظ برای خود خود خودم نوشته..برای پروانه..کسی که انقدر در ذهن و قلبش سوال داره که نیاز به چیزی داره که مدتی از این عقل گرایی دورش کنه..۴ ساله که اینجا مینویسم..۲ ساله که بعضی از دوستی های مجازیمو واقعی کردم..فقط بعضی ها رو..اونایی که فکر میکردم واقعا دوستم هستن..و به این باور رسیدم که از ته ته دلم خیلی هاشونو دوست دارم..خیلی های دیگه رو که اینجا مینویسن رو دوست دارم..حتی اونایی که دلمو شکوندن..اذیتم کردن و حتی اونایی که به احساسم خندیدن رو دوست دارم..اما هر چیزی دوره ای داره..پرم از نوشته هایی که میخوام بنویسم..خوندن مجلات تخصصی ادبیات و سینما به من اینو ثابت میکنه که تازه اول راهم..میخوام پرواز کنم..برم..نه کوچ  به سرزمینی دیگر..بلکه رفتن..این سطرها رو با اشک و آه نمی نویسم..با دلی آرام مینویسم..از دنیای مجازی ممنونم..به من فرصت داد از انکار به معنا برسم..به زودی میرم دنبال واقعیتِ واقعی..نوشته هامو رنگ تازه می بخشم..تازه فهمیدم هر چقدر هم اجتماعی باشم باز هم انزوا طلبی ام بیشتره..دوستون دارم..


برچسب‌ها: حس نوشت
نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 22:42 توسط پروانه| |

گم شده ام

لا به لای دستهای گره شده در هم

پیدا میشوم

در هجوم عشقبازی نگاه هایی بی تاب

مقابل ویترین مراکز خرید

تمام دنیا را میگردم

ویترین به ویترین

چشم در چشم

تو نیستی

تجسمت نمیشود کرد

شعرها انتظارت را کشیدند

نیامدی

رفتند..

بعدا نوشت: شنبه به شب رسیده..دلم نمیخواد این نوشته رو پس بزنم و از نو بنویسم..میخواهم زیر این سطرها اضافه کنم..حرفهایی که از عمق وجودم زبانه میکشند..اما ساکت و صبورند..به رسم تنوع طلبی ام موسیقی دنیایم را عوض میکنم اما این بار...در این نت ها..به سان دختران شرقی لباس پوشیده ام و می نوازم..برای تو..برای عاشقانه هایت..و تو..با بانوی رویاهایت پایکوبان میرقصی..رقص تو در روحم جریان می یابد..تکرار میشود..آنقدر می نوازم تا از دستانم خون میچکد ..اما تو کماکان میرقصی..بانویت چشمهایش را می بندد ..تو خسته نخواهی شد از رقصیدن..با نگاه های پر تمنایت آنقدر نگاهش میکنی و می رقصی که سر درد میگیرم از دیدن این رویای ذهنی..و تو حتی نمیدانی ملودی این موسیقی را چه کسی ساخت و نواخت..خوشی ات پایدار رقاصه ی بادها..


برچسب‌ها: شعرهایم
نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 0:3 توسط پروانه| |

یک فنجان چای داغ

مهمان هر صبح دلم هستی

رویاهای تازه ام را میزبان

روزها آشفتگی ندارند

ثروت سرچشمه ی افکارم نیست

کسی قطار را نگه نمی دارد

صدایی از دور

هوشیارم میکند

روزها..ماه ها..سالها..میگذرد

تویی نبوده است

لبخند میزنم

راست میگوید مادر:

روز از نو

روزی از نو..

همین عنوان را در کوچه های بغلی  بخوانید… 


     چه صبری دارد خدا (سجاد رامشت) / یادداشت های اتفاقیه (یوسف شیروانیان) / وقتی دلم تنگ می شود (مژده شاه نعمت الهی) / بوی باران عطر خاک (باران سادات) / پرسه خیال (رضوان پری) /  میثاق ( زینب حیدری) / انتهای بیراهه (ف@طمه) /حرف های نزدیک ( مرمری) /  ترخون (مهدی زرین قلم)پنجره ( محمد رضا)طنز تلخ، قهوه اسپرسو (ما، ریحانه) / مینی تاک (هانیه) / ذهن مرا دنبال کنید (محمد الف) / سین عین طا / جشن بارون(نسرین)  / روزهای من (یک بنده ی خدا) / رضــا دل(محمد) / پسر خاک (ساجد) / نامه ها (امید حق گویان) / ما که رفتیم(محمد) / ملکه نیمه شرقی / .:ساعت25 / به همین زودی (مهشید) / دری وری های یک کیبورد به دست / صور اسرافیل(زهرا) / خانوم مهندس می نویسد / به قلم آنها که به بهشت نمی روند ( سحر )مکتوب(علی) /امروزه / خدا - عشق - امید ( زهرا ) / دلواپسی هایم زیر باران ( یوسف )  / مرد کاغذی (ابراهیم ) / زمزمه ی قاصدک های بی خبر(زری) / امید قلب ما روزی مثال نور می آید(مرصاد) /با طعم توت فرنگی(توت فرنگی)/Always in All Ways /وبکده (فاطمه)/میدونم یکی هست که همیشه حواسش به منه (the scorpio)/فتوسنتز کرفس / رهگذر (ستاره) /دادارآباد (حیدری هائی)/پرسه در باران/حرف هایی از جنس نـیـــروانـا(نـیـــروانـا) /این نیز نگاهی ست به افتادن یک سیب...(مداد سفید)/رندان( مانے) /متولد ماه تیر /دنیای کاسـپر / paradise110 / نزدیکم(سین میم آ) / خاکسترکهایم ( زهرا) / shadow ژی / ملچ مولوچ های وروجک و خاله ریزه / زانوی عروج / پرواز شاعرانه (پروانه) / خطوط دلتنگی (هادی خوشحال) / perspective )الهه) /


برچسب‌ها: شعرهایم, کوچه پس کوچه های کاغذی
نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 21:0 توسط پروانه| |

رویا می کارم..

          در اتاقی که..

                    تو می خوابی!.

 


برچسب‌ها: شعرهایم
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 20:29 توسط پروانه| |

طراحی قالب : قالبفا






Menu
.............................................
Others
.............................................